![]() |
![]() |
|
| میون صدتا من نمیدونم من کدومم؟ |
|
چه ساده می گذرد روزهای بی ابر
و چه ساده عادت می کنیم به این که زندگی تمام می شود خسرو شکیبایی را دوست داشتم
عادت کرده ایم که دوست داشتن هایمان را فراموش کنیم
زندگی کاملا ظالمانه مجبورت می کند که آنچه را که می خواهد بخواهی
اما من نمی خواهم هر کس می خواهد با حماقت و جبر زندگی کند مختار است من تا هستم می خواهم باور نکنم که دنیا قشنگ نیست.
روزهای بدی است شر حسابی نیرو گرفته است عاشقها می میرند بچه ها و پرنده ها و ماهی ها برای بدحالی زمین دعا کنیم برای نجات روح نیکی که اسیر شرور شده است
هر روز برای زمین انرژی مثبت بفرستید باور کنید دیوانه نشده ام ضمنا اگر از مرگ شکیبایی گفتم به خاطر قرار گرفتن در آن است منظورم از شر مرگ او نبود
در آخر http://zanjan.isna.ir/mainnews.php?ID=news-18860 را هم ببینید البته باز هم شر این نیست |
|
+ نوشته شده در
Sat 19 Jul 2008ساعت توسط سین دخت |
|
|
سلام
عزیز ترین دلتنگی هایم را پایانی نیست اما خوشبخت باش که بی قرار می شوم از بی قراریت. دلتنگ می شوم از طعنه های تبریک عروسیت به من دلتنگ می شوم اما مهم خوشبخت بودن توست نازنین تو همیشه دریای من می مانی نه نفرین نه ناله نگذاشتند که باشیم اما دلتنگی حق من است و هیچ جز این ندارم. دلتنگ خنده های تو ام با او بخند تا لبخند غم بزنم دل تنگ بوسه های تو ام او را ببوس تا لبخند غم بزنم دل تنگ قهر های تو ام اما با او قهر نکن تا فقط قهر هایت مال من باشد. و خوشبخت باش که دل نگران خوشبختی توام. دوستت دارم و دوستم بدار و با او بمان. آنقدر عزیز هستی که کلبه خوشبختی ات را آباد بخواهم. اما هرگز نخواهم بخشید آن را که ما را ما نخواست. دوستت دارم دوستم بدار. نازنین. ب م ن ش ... و اشک های مدام من و آرزوهای من... باش همیشه خوشبخت باش
|
|
+ نوشته شده در
Sun 18 May 2008ساعت توسط سین دخت |
|
|
به بازی زیبایی دعوت شدم
پس می نویسم : دوست دارم همه چیز رو تو خواب دیده باشم و بیدار بشم و ببینم فقط یه کابوس بوده دوست دارم همه چیز درست و در جای خودش باشه و آدمها دیگه بلد نباشن دروغ بگن دوست دارم دیگه هیچ زباله ای گوشه کوچه ها و کنار جاده ها نباشه دوست دارم زمین سبز و آبی بشه و نفس بکشه دوست دارم بارون بباره دوست دارم دست تو دست تو راه برم و نگران نباشم که می ری دوست دارم دیگه مرزی نباشه دوست دارم همه به آرزوهاشون برسن دوست دارم راحت بگم دوستت دارم و نترسم که ازش سوءاستفاده کنن دوستت دارم دوست دارم دوست دارم ..................................... چه فایده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی تولدت مبارک تولدم مبارک کاش می تونستم بگم عروسیت هم ... دوست دارم برگردی
|
|
+ نوشته شده در
Tue 6 May 2008ساعت توسط سین دخت |
|
|
عدالت یعنی هر کس به حق خود قانع باشد.
تقلب خوب نباشد حتی به نفع من دزدی بد باشد حتی به نفع من کارم را درست انجام بدهم حتی اگر از من بدشان می آید. عدالت نمی آید تا زمانی که هر چیزی فقط باید به نفع ما باشد. همین.
برای مخاطی خاص : گفتی که بدم و رفتی. اینجا خانه توست و من منتظرم که برگردی. ویرانم نکن
|
|
+ نوشته شده در
Mon 28 Apr 2008ساعت توسط سین دخت |
|
|
سلام
سال نو مبارک
|
|
+ نوشته شده در
Fri 4 Apr 2008ساعت توسط سین دخت |
|
|
اینکه او مرا دوست ندارد
چیزی کاملا طبیعیست به این میگویند انتهای تفاهم چون من هم دقیقا او را دوست ندارم!
این رو تو وبلاگی خوندم ... اما من چی ؟؟؟؟ من که خبلی اون رو دوست دارم!!!! |
|
+ نوشته شده در
Mon 21 Jan 2008ساعت توسط سین دخت |
|
|
محرم
هنگامه امتحان و عاشقی و لبهایی که آب در حسرت بوسیدنشان مرد ! ... عاشق باشیم. **** هیچوقت محرم حاجت نمی خوام چون سوم شعبان رو ترجیح می دم واسه خواستن محرم باید یاد گرفت نه حاجت خواست |
|
+ نوشته شده در
Mon 21 Jan 2008ساعت توسط سین دخت |
|
|
سلام
چه سخت شده باید باور کنم که تموم شه ... اما راز من این نبود.. من منتظر من بی خیال.... دروغه من منتظر |
|
+ نوشته شده در
Fri 4 Jan 2008ساعت توسط سین دخت |
|
|
سلام
دیروز .... پریروز .... امروز ..... چه فرق داره مهم امتحان بزرگ ابراهیم بود و باور کن حتی مهم نیست که اسحاق یا اسماعیل. عید همه مبارک .
زمستونتون شیرین مثل هندونه و زندگیتون سفید مثل برف. |
|
+ نوشته شده در
Sat 22 Dec 2007ساعت توسط سین دخت |
|
|
خاتمی دانشگاه بود....
کاش دانشجو بودم |
|
+ نوشته شده در
Wed 12 Dec 2007ساعت توسط سین دخت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر وقت خودم رو پیداکردم معرفی می کنم
|
| پیوندهای روزانه |
|
300 آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|